به نام خدا
می شناسمت طوفان
فریاد تو در بهت آب
موج می شود
بر تن ساحل ناب...
می شناسمت باد
نفیر تو بر گوش درخت
می کند به تن زمین بهار را به رخت
می شناسمت نسیم
خوب هم...
غریبانه آمدی
غریبانه رفتی
غریبانه مردی
غریبانه دشمن شدی
غریبانه با دشمن دوست شدی
غریبانه بر دارت کردند
می شناسمت نسیم
می شناسمت...
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۸ فشنگ داشتم
۱۸ تیر در اسلحه ی بغض
۱۸ اشک برای باریدن
۱۸ غرور برای فرو ریختن
۱۸ گنجشک اشی مشی برای حکیم باشی-آشپز باشی-قصاب باشی-فراش باشی
۱۸ قصه برای غصه های تو
۱۸ ناله و فریاد در انزوای نور
۱۸ سکوت برای روزهای پر فریاد
۱۸ بوسه برای دوستان
۱۸ واژه برای یاران
دشت ما خالی است
و من بر کرانه های دریای بی دوست
دست و پا می زنم
به یادمان ۱۸
برای دوستان هجده ای
برای همه آنان که در مدرسه
نمره ی ۱۸ رو بیشتر از ۲۰ دوست داشتند و دارند ...
....
دوستدار شما
با یه چشمک شیطتنت آمیز
م...
به امید دیدار.