تبليغاتX
آواز مهر
بي سكوت و بي فرياد ، حرفها هم تو خالي اند -م...-
باز هم باران  باریدن گرفت

باز هم احساس آرامش می کنم

باز هم نم باران ...

باز هم بغض ابر بر سر من باریدن گرفت

باز هم نفرین بر چتر ها

و باز هم زندگی تکراری...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 4:52  توسط م...  | 

خاطرات
گم شدنم در میان انبوه خاطره ها به بهانه ای واهی می ماند برای باور عروج برای رسیدن به نهایت آنچه که در ذهن می پروراندم ولی چه سود که هنوز در برهوت واو اول مانده ام و تنها به واج آرایی نوشتار پوچ خویشتن پرده می افزایم تو گویی چنان که بر بال خاطره ها نشسته ام و همچنان می رانمش به سوی رویا ها هیچ چیز جز واژه ای پر معنا مانند این مرا به آرامش نمی رساند ..همه چیز پایانی دارد جز پایان..
خدا نگهدار
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 19:32  توسط م...  | 

به نام خدا

 

من همیشه با تو هستم

تو رو از جون می پرستم

من فقط با تو می تونم

توی این دنیا بمونم

اگه تو نمونی پیشم

می بینی دیوونه می شم

این صدای قلبمه می شنوی آره یا نه

می تونم داد بزنم عشقمی یا نه

آخه من از تو می ترسم  می گن عاشقی جنونه

نمی گم عاشقی مرده اما دیگه نیمه جونه

توی این دور و زمونه

بعضی کارامون حرومه

آی زمونه آی زمونه

 من شدم بی آشیونه

چرا رسم عاشقیمون

چنین شده به هر بهونه

تو یکی مثل صداقت

من یکی مثل فلاکت

تو شدی عاشق سوختن

من و دل رو بر تو دوختن

عشق یعنی آواز مهر...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 2:47  توسط م...  |